محمد رضا لاهورى
26
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى )
قوله : آن يكى را روى باشد سوى دوست « 1 » * آن يكى را روى او خود روى اوست اشارت [ است ] به حديث : « أنا احمد بلا ميم « 2 » . » و « من رآنى ، فقد راى الحق « 3 » . » قوله : روى يك را « 4 » مىنگر مىدار پاس * [ بوك گردى تو ز خدمت روشناس ] تنبيه [ است ] بر آنكه ، دست از طلب باز نبايد داشت و ناظر روى هر دو شخص كه روى يكى به سوى اوست و روى ديگرى روى اوست ، بايد بود . قوله : حرف درويشان بدزدد مرد دون * تا بخواند بر سليمى زان فسون اشارت است به آيهء : « يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا . » « 5 » قوله : آن شراب حق ختامش مشك ناب * باده را ختمش بود گند و عذاب اشارت است به آيهء : « [ تَعْرِفُ ] فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ . يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ . خِتامُهُ مِسْكٌ . » « 6 » داستان پادشاه جهود قوله : شاهِ احول كرد در راه خدا * آن دو دمساز خدايى را جدا يعنى موسى و عيسى ( ع ) را يكى به دو ، حال آنكه انبيا از نور واحدند ؛ لهذا انكار يك نبى ، انكار جميع انبياست . چنانچه حق تعالى از اتحاد جان رسل خبر مىدهد و مىفرمايد : « لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ . » « 7 »
--> ( 1 ) در نسخهء ق : آن يكى را روى او شد سوى دوست . ( 2 ) « من [ - خداى تعالى ] احمد بدون [ حرف ] ميم هستم . » ( 3 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 63 . « هركس مرا ديد ، به راستى حق [ تعالى ] را ديد . » ( 4 ) در نسخهء ق : هريك . ( 5 ) النّساء ( 4 ) آيهء 46 : « [ بعضى از جهودان ] كلمات خدا را به معنى دگرگون مىكنند و مىگويند : شنيديم . . . » ( 6 ) المطفّفين ( 83 ) آيات 24 - 26 : « بر چهرههاشان طراوت نعمت را بشناسى . از شرابى خالص كه بر سر آن مهر نهادهاند سيراب مىشوند . مهر آن از مشك است . . . » ( 7 ) البقرة ( 2 ) آيهء 285 : « ميان هيچيك از پيامبرانش فرقى نمىنهيم . »